الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
398
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
چقدر بوده است ؟ آنها گفتند : اى محمد ! در اينجا افرادى هستند كه به بيت المقدس رفتهاند ، بنابراين بگو كه تعداد ستونها و قنديلها و محرابهاى آن چقدر بوده است ؟ پس جبرئيل تصويرى از بيت المقدس را مقابل رسول الله صلّى اللّه عليه و آله قرار داد و آن حضرت به هر سؤالى كه مطرح مىكردند ، جواب مىداد . سپس گفتند : صبر مىكنيم تا كاروان قريش از راه برسد و از آنها دربارهء آنچه كه گفتى سؤال خواهيم كرد . آن حضرت فرمود : براى اين كه راحتتر مرا تصديق كنيد به شما مىگويم كه آنها به هنگام طلوع خورشيد از راه مىرسند و در جلوى كاروان شتر نر سرخ رنگى حركت مىكند . ( 1 ) فردا صبح به بيرون رفتند و همگى چشم به گردنه دوخته بودند و مىگفتند : خورشيد همين الآن طلوع مىكند و . . . در حالى كه آنها مشغول گفتگو بودند ، ناگهان همزمان با طلوع خورشيد ، كاروان هم از راه رسيد كه شتر نر سرخ رنگى در پيشاپيش آن حركت مىكرد . آنها از افراد كاروان در مورد آنچه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفته بود ، سؤال كردند . افراد كاروان جواب دادند كه مطلب همين طور بوده است و ما شترى را در فلان موضع گم كرده بوديم و آب سردى داشتيم كه صبح ديديم آن آب ريخته شده است . اما همهء اين نشانهها فقط تكبر و دشمنى قريش را زياد كرد . « 1 » اين را قمى به صورت مرسل و بدون سند روايت كرده است و صدوق آن را در امالى به نقل از پدرش از قمى از پدرش از ابن ابى عمير از أبان بن عثمان بن احمر بجلى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است . « 2 » چنان كه گذشت ، اين خبر ، أسراء را از مكه تا مسجد الاقصى مىداند كه همان بيت المقدس است و عروج آن حضرت به آسمانها را ذكر نكرده است . ( 2 ) طبرسى مىنويسد : از جمله اخبارى كه در مورد مسأله معراج روايت شده ، اين است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من در مكه بودم كه جبرئيل نزد من آمد و گفت : بلند شو ، اى محمد ! پس من بلند شدم و همراه او جلوى در آمدم . ديدم كه ميكائيل و اسرافيل هم با او هستند . در اين حال
--> ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 13 - 14 و طبرسى آن را در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 124 نقل كرده است و مختصر آن در كافى ، ج 8 ، ص 262 ، حديث 376 آمده است و در الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 24 ، حديث 4 و 140 و 228 حديثى از على عليه السّلام در اين مورد آمده است و در آن گفته شده كه معراج در سال سوّم بعثت بوده است . ( 2 ) . امالى صدوق ، ص 363 و بعد از آن خبرى را با اسناد به عبد الرحمن بن غنم در مورد مسأله اسراء و معراج نقل كرده است كه نزديك به خبر سابق است و در صفحهء 480 خبر ديگرى را از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است .